ای هميشه سبز ، درود بر تو ، ای گلزار زيبا خاوران

 

هيچ کس نمی تواند خاطرات اين طوفان را از ذهن ما خط بزند. هيچ کس...

 

 ارغوان - 14ساله


از اولين بار که به اين گلزار زيبا رفتم شايد خيلی گذشته باشه .
هنوز چهار يا پنج سالم بود ولی بهار اون سال رو يادم نميره اونقدر بچه بودم که نمی تونستم درک کنم چرا بايد اينهمه انسان که شايد تمام گناهشان مبارزه برای اعتقادشون بوده بايد بدون نام و نشان توی کانالهای دسته جمعی توی يه زمين دور افتاده دفن بشن؟
چرا دايی من و همه ی کسانی که مثل دايی من با ظلم و استبداد مبارزه ميکردن بايد بهشون ظلم می شد؟ چرا؟...
تمام سطح خاک از شنهای رنگی پوشيده شده بود و روی زمين پر از گلهای رنگی بود.
خانواده های اين عزيزان دورتا دور گلزار خاوران ميچرخيدند و با صدای بلند سرود (بهاران خجسته باد) را فرياد ميزدند. من و دختر خاله ام با دسته های گل روی خاک راه می رفتيم و سرتاسر گلزار گل پخش می کرديم. توی سوراخ های ديوارهای اطراف گل می گذاشتيم و با صدای آهسته سرود رو تکرار می کرديم.
وقتی عيد هشتاد و چهار بعد از سالها دوباره به اونجا رفتم ده سال از اون خاطره می گذشت ولی هنوز مثل هميشه خاطره ی سال شصت و هفت تکرار می شد. هنوز سرتاسر خاک پر از گلهای رنگی بود عکس همه ی عزيزان روی زمين لابه لای گلها روی زمين و سبزه های عيد چيده شده بودند روی زمين با گندم سبزشده نوشته بودند يادتان گرامی...
حالا ديگه عظمت اونجا رو درک می کنم. عظمت جايی که آرامگاه ابدی گلهايی است که با توفان بی رحمانه ی سال شصت و هفت پرپر شده اند. گلهايی که ساقه هايشان در خاک ايستاده اند.

و حال فرياد ميزنم:
درود بر تو ای گلزار زيبا. حال که عزيزان ما را در سينه ی خود جای داده ای مانند هميشه گلبارانت می کنيم. هيچ کس نمی تواند يادگار پيکران پاک خفته در خاکت را از ما بگيرد.
هيچ کس نمی تواند خاطرات اين طوفان را از ذهن ما خط بزند. هيچ کس...
امسال هم بر خاکت ترانه خوانديم. امسال هم خاکت را گلباران کرديم. امسال هم بر ديوارهای کاهگلی اطرافت گلهای رنگی می آويزيم و در هفدهمين سالروزاين فاجعه يگانه با هم می خوانيم ات.
و تا هميشه نامت را فرياد می زنيم ای هميشه سبز، درود بر تو ای گلزار زيبا ((خاوران))