به حمايت از زندانيان سياسي برخيزيم
توجه توجه
نزديك به يك ماه است كه سه تن از زندانيان سياسي در زندان رجائي شهر ((آقايان بهروز جاويد تهراني، اسد شقاقي و حجت زماني )) در حال اعتصاب غذا ميباشند كه شرايط چندان مناسبي نيز ندارند. خواسته مشروع آنها انتقال به زندان اوين ميباشد كه اين البته نبايد خواسته خيلي مهم و غير اصولي باشد كه قابل اجرا نباشد. براي اينكه اين افراد بهمراه جمع ديگري از زندانيان سياسي به زندان رجائي شهر تبعيد شده اند تا در بين زندانيان خطرناك از قبيل جانيان حرفه اي و سارقان مسلح دائما در حال شكنجه روحي باشند .
از سوي ديگر مهرداد لهراسبي از بازداشت شدگان كوي دانشگاه و از مظلوم ترين زندانيان سياسي كه نزديك به هفت سال از دوران محكوميت پانزده ساله خود را سپري كرده و به همين زنداني رجائي شهر تبعيد شده است، و اينك به دستور پزشك ميبايست در خارج از زندان به جراحي زانوي در حال فلج خود بپردازد، رژيم از روي مهرورزي اسلامي وثيقه اي دو ميليارد ريالي (( دويست ميليون توماني )) براي آزادي او تعيين كرده است. گويا حضرات اين جوان زنداني را با مرتضي رفيق دوست يا شهرام جزايري يا آقازاده ها و رانت خواران اشتباه گرفته كه او بتواند از عهده تامين چنين وثيقه اي برآيد !
از ديگر سو ارژنگ داوودي يكي ديگر از زندانيان سياسي به زنداني در بندر عباس تبعيد گرديده و در شرايطي بسيار نامناسب بسر ميبرد، اما شاهد اقدام جدي از سوي محافل حقوق بشري براي وارد آوردن فشار جدي بر رژيم اسلامي به منظور بهبود وضعيت زندانيان سياسي نبوده و نيستيم .
به راستي من كه خود در چنگ رژيم گرفتار هستم بجز اين اقدام اندك چه ميتوانم انجام بدهم. در حاليكه سه هفته پيش از سوي حفاظت زندان اوين به سر كردگي حبيب عباسي به سلولم يورش بردم و تمامي دست نوشته هايم را به غارت برده و هنوز هم از استرداد آنها امتناع ميورزند. در شگفتم كه نبايد آزاديخواهان بويژه دانشجويان به دفاع فعال از حقوق زندانيان سياسي برخيزند و اقدامي جدي بنمايند! البته ما در همين شرايط دشوار و از پشت ميله هاي زندان به پايداري در مقابل ظلم و دفاع از حقوق زندانيان سياسي و آحاد هموطنانمان كماكان ادامه داده و خواهيم داد و تا آخرين نفس هم از پاي نخواهيم نشست . شعار ما يا مرگ يا آزادي است .
در عين حال هم سنگرمان آقاي اكبر گنجي پس از تحمل 5 سال حبس توام با شكنجه هم اكنون كه پايان دوره حبس را ميگذراند، در سلول انفرادي زندان سپاه پاسدارمعروف به ((بند 2 الف )) گرفتار است. من خود به مدت 7 ماه در اين زندان مخوف در سلول انفرادي بوده و سختي آن را با گوشت و پوست و استخوان لمس كرده و ميكنم. به همين دليل همواره از خود ميپرسم كه به راستي چرا بايد يك روزنامه نگارو آزاديخواه اينگونه مورد ظلم مضاعف قرار بگيرد. انفرادي ، آنهم در پايان دوران حبس براي يك فرد بيمار، يك ظلم مضاعف و يك ستم غير قابل تعريف است .
حجت بختياري صرفا به دليل اينكه از سلام كردن به مسئولين زندان و زندانبانان امتناع ورزيده ، يك هفته است كه از ملاقات با خانواده خود محروم گرديده ، در حاليكه اين زنداني سياسي نزديك به 4 سال از حبس خود را طي نموده و همه ميدانند كه مادر پير و بيمارش نتوانسته است در طي اين مدت از شهرستان به تهران آمده و به ملاقات او بيايد !
مصطفي جوكار ديگر زنداني سياسي است كه چندين بار تحت عمل جراحي قلب قرار گرفته و به قول خودش هر ساعت و هر دقيقه منتظر ملك الموت است. دستور پزشك اين است كه ماندن او در زندان بسيار خظرناك است، اما دريغ از ذره اي رحم و مروت و شفقت از قوم ظالمي كه به ناحق خود را پيرو حسين ميدانند . اينها پيرو يزيدند و نه حسين. به جهت اينكه اين قوم ظالم هستند و ظالم نميتواند دنباله رو مظلوم باشد. به همين دليل من از پشت ميله هاي زندان از تمامي دانشجويان ، آزاديخواهان، مبارزان سياسي ، روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشري و همچنين محافل حقوق بشر جهاني و رسانه هاي بين المللي و رهبران جهان دعوت ميكنم تا به حمايت از زندانيان اعتصابي در زندان رجائي شهر و ديگر زندانيان سياسي به قيام برخيزند .
ايران/ تهران/ زندان اوين/ بند350 كارگري / 18 آذر 84
زنداني سياسي مهندس حشمت الله طبرزدي
مدير مسئول هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو